من چیستم؟؟؟

من چیستم؟
افسانه ای خموش در آغوش صد فریب
گرد فریب خورده ای از عشوه نسیم
خشمی که خفته در پس هر زه خنده ای
رازی نهفته در دل شبهای جنگلی
 
من چیستم؟
فریادهای خشم به زنجیر بسته ای
بهت نگاه خاطره آمیز یک جنون
زهری چکیده از بن دندان صد امید
دشنام زشت قحبه بدکار روزگار
 
من چیستم؟
بر جا زکاروان سبکبارآرزو
خاکستری به راه
گم کرده مرغ دربه دری راه آشیان
اندر شب سیاه
 
من چیستم؟
تک لکه ای زننگ به دامان زندگی
وز ننگ زندگانی،آلوده دامنی
یک زجه شکسته به حلقوم بی کسی
راز نگفته ای وسرود نخوانده ای
 
من چیستم؟
لبخند پر ملالت پائیزی غروب
در جستجوی شب
یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات
گمنام وبی نشان
درآرزوی سر زدن آفتاب مرگ...
/ 4 نظر / 6 بازدید
آریانا آریارمن

درود بر شما دوست مهربان و قدیمی از دیرباش بسیار طولانی ام در تارنمای شما بسیار شرمگین و آزرم دارم. امید دارم از من خرده مگیرید. سروده ای تازه با نام " اینجا هیچ چیز از آن ما نیست" در تارنمایم قرار داده ام. شما را به خوانش آن فرا می خوانم. پیشاپیش نوروز هم بر شما فرخنده باد. امیدوارم همواره نویسا و توانا باشید. در پناه یزدان تا درود و دیداری دیگر بدرود

غریبه

سلام ندا خانم خیلی وقت بود یه این وبلاگتون سر نزدم. فرا رسیدن سال نو رو بهتون تبریک میگم. ارزو میکنم سال خوبی رو در پیش داشته باشید و امیدوارم همیشه و تو همه مراحل زندگیتون سلامت و شاد باشید[گل]

م.شکیبا

سلام.سال نو مبارک.بر حسب اتفاق به وبلاگی که قدیما مینوشتم سر زدم.لینک شما بود.خوشحالم که هنوز مینویسین.لینک منم بر نداشتی که؟ شکیبا من 3 سال ننوشتم. دوباره بهت سر میزنم موفق باشی

یه دوست

سلام و خسته نباشید خدمت شما دوست عزیز و گرامی راستش یک حقیقت وبلاگ شما عالی میباشد و از هر نظر پر احساس روی آن شیشه تب دار تو را ها کردم اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم عرقی سرد به پیشانی آن شیشه نشت تا به امید ورود تو دهان وا کردم با سر انگشت کشیدم به دلش عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم همیشه فکر میکردم که عاشق یه آدم دیونس ولی حالا نمیدونم چی بگم.......... چقدر خوب و روشن است نماي چشم هاي تو نميرسد ستاره اي به پاي چشم هاي تو به ماه خيره مي شوم فقط و گريه مي کنم دلم که تنگ ميشود براي چشم هاي تو و هي مرور ميکنم نگاه اول تو را اگر نمي رسد به من صداي چشم هاي تو تو تاکه پلک مي زني به سجده ميرود دلم به پيشگاه اعظم خداي چشم هاي تو شبي خراب مي شود حصارهاي فاصله