انتضار

گوش کن وزش بی رحم تنها یی مرا در شهر وجود پر افسوسم می شنوی؟؟؟؟؟؟؟؟؟             من غریبانه در این ضلمت صدا می کنم تو را.......نامت پژواک من در این تنهایی و تاریکیست.ای سراپایت سبز.دستهایت را چون خواطره ای سوزان در دستان عاشق من بگزار.تا شاید دمی جسم فسرده ام با دستان گرمی بخش یاری چون تو ارامش گمشده اش را باز جوید...منتضرت خواهم ماند.به امید صدا و دستان گرمت تا بیا یی خرامان و پایان بخشی شب تاریک من را......... 
/ 0 نظر / 5 بازدید