چرا نا امیدی؟؟؟؟؟.......................

غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده........................................................................   یکی بهم می گه اخه چرا انقدر ناامیدی؟راست میگه من دیگه شورش و در اوردم.خودم می دونم .باور کن خیلی سعی می کنم.خوب دیگه انگار من باید همیشه همینطور بمونم.بی خیال مهم نیست.ادمی مسه من که دانسته اشتباه می کنه ..... پس باید چوب اشتباهاتش رو نوش جان کنه.نمی دانم ولی می دانم خدا خیلی دوستم داره.که هنوزم بهم محلت داده.ولی من دیوونه باز هم دارم ناامیدش می کنم.  

/ 0 نظر / 5 بازدید