چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:
چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟
چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟
اما افسوس که هیچ کس نبود ...
همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...
آری با تو هستم ...!
با تویی که از کنارم گذشتی...
و حتی یک بار هم نپرسیدی،
چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!

/ 4 نظر / 20 بازدید
مسافر

هیچ چیزی لرزش این باروون رو نداره و هر چی هم که ارزشش رو داره ، باعث باریدنش نمیشه

رضا

سلام [چشمک] [گل] خوبی ؟ [گل]

مسعود

سلام ندای خوبم من دیدم اما آیا تو از من پورسیدی آین بغض چیست در گلویت نپرسیدیاز من گله نکن تو از من نپرسیدی این درد و

آیلین

باورم نمیشه اما دیگه نیستی چه کنم؟دیگه نیستی و منم تنها نشستم با خودم بخودم میگم که خوابه به خودم میگم خیاله مگه میشه بی توباشم نه نمیشه این محاله باورم نمیشه دیگه خبری لز تونباشه نکنه خدانکرده کسی توو دله توجاشه باخودم میگم عزیزم نکنه که برنگردی نکنه خبر بیارن عشق تازه پیدا کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![ناراحت]