ان روزها

آن روزها که مادرم چشمه
پر می‌کرد جیب سپیدارهای خیابان را
از رویایی زلال
تکه ابری کوچک
کفایت می‌کرد سبوی خواب‌های‌مان را
امروز
در جوی‌های خیابانی
زنی برهنه جاریست
که گلویش را بریده‌اند
دورتر نمی‌روم
می‌ترسم
درختان سیب از سکه بیفتند

/ 0 نظر / 6 بازدید